اقتصاد کلانتحلیل هادسته‌بندی نشده

اثرات پروژه راه ابریشم و کریدور شمال – جنوب بر آینده اقتصاد ایران و چین (بخش اول)

در این نوشتار قصد داریم توضیحاتی در مورد کریدور شمال-جنوب، از مسیرهای ترانزیتی آسیا که از ایران عبور می کند، ارائه دهیم و اهیمت آن را بر آینده اقتصاد ایران و چین بررسی کنیم.

 از سالیان دور تعدادی مسیرهای ترانزیتی در آسیا به وجود آمده است. از دلایل عمده ایجاد این مسیرها نیاز چین، هند و اقتصادهای آسیایی برای دسترسی راحت تر به اروپا و دیگر بازارها در حال رشد است و همچنین توسعه بیشتر در مناطقی که از مسیرهای دریایی به دور بوده اند.

به طور مثال وقتی کشور چین را بررسی می کنیم، به غیر از مباحثی که در مناطق اقلیت و خود مختار یا مسائل غیر اقتصادی و مسائل سیاسی نظامی به وجود آمده است، متوجه می شویم که شرق چین به دلیل دسترسی راحت تر به دریا به مراتب توسعه بیشتری پیدا کرده است. البته نزدیکی آن منطقه به ژاپن، کره و  اتفاقات دیگر هم در این موضوع دخیل بوده است.

اما دسترسی به دریا و وجود بنادر به توسعه برخی مناطق کمک زیادی کرده است. در آسیا و غرب چین و همچنین کشورهای قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان و سایر کشورهایی که مسیر های دسترسی به دریا نداشته اند فرآیند توسعه کندتر بوده است.راه هایی که اکنون در حال احداث است و مسیرهایی که به وجود آمده است در عمیق تر شدن و بیشتر شدن رابطه های اقتصادی بین کشورها تاثیر گذار بوده است.



چرا هند برای رسیدن به افغانستان مسیر دریایی را انتخاب کرده است؟

تصویر زیر بندر چابهار است و هند از طریق این بندر توانسته است به افغانستان دسترسی پیدا کند.


افغانستان و هند و چین مرز مشترک دارند اما این مرز منطقه‌ای کوهستانی، صعب العبور و باریک است و امکان ترانزیت و حمل و نقل کالا از آن مسیر وجود ندارد. علاوه بر این هند و پاکستان با هم یک سری مشکلات امنیتی نظامی دارند.

 به همین دلایل هند برای دسترسی به افغانستان از روی بندر چابهار ایران سرمایه گذاری کرده و با خط راه آهن از زاهدان به بازار افغانستان دسترسی پیدا کرده است.

در ابتدا قرار بود بندر چابهار برای سرمایه گذاری در اختیار چین قرار بگیرد اما به دلایل مختلفی که توسط سیاسیون بازگو شده است،  ایران این بندر را در اختیار هند قرار داد.  

چرا بندر چابهار از تحریم معاف شد؟

در تاریخ 8 مارس 2021 سفیر هند از مقاصد این کشور برای وصل کردن بندر چابهار به کوریدر شمال-جنوب و ایجاد یک مسیر دسترسی به ارمنستان، آذربایجان، منطقه اوراسیا و اروپا خبر داد.

برای دسترسی این مقصود قرار بر این شد هند حدود 600 میلیون دلار سرمایه گذاری کند. هند در رایزنی با امریکا توانست موافقت امریما را مبنی در عدم تحریم بندر چابهار کسب کند. در حالی که هر کارخانه و شرکتی در ایران بارها تحریم شده است بندر چابهار از تحریم ها معاف شد.

چه چیزی دلیل این موافقت از سوی آمریکا بود؟ آیا این اتفاق صرفا به خاطر روابط خوب هند و آمریکاست؟ چند دلیل برای توجیه این موضوع مطرح است.

 اولین دلیل این است که آمریکا از اهمیت بندر چابهار و مسیر ترانزیتی چابهار برای هند آگاه بود و می‌دانست که در صورت تحریم بندر چابهار هند در بحث تحریم ها همکاری نخواهد کرد چرا که در گذشته آمریکا با ارائه فرمول جدیدی به پالایشگاه های هند آنها را مجاب کرده بود تا از نفت ایران استفاده نکنند.

دلیل دیگر موافقت آمریکا به گفته کارشناسان رقابت اقتصادی چین و هند بوده است.

و دلیل آخر آنکه با بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان احتمال بهتر شدن امنیت افغانستان و وضعیت نیروهای امریکایی در آنجا وجود دارد.

ماجرای پروژه کوریدر شمال جنوب چیست؟

این پروژه در سال 2000 بین ایران و هند و روسیه در نشست سنپطرزبورگ به تصویب رسید. در این پروژه عملا ده کشور دیگر هم درگیر هستند شامل کشورهای شرق و غرب دریای خزر و همچنین کشورهایی مانند عراق، سوریه و …که در این کریدور به شکلی نقش پیدا می کنند.

همانطور که در تصویر از شمالی کلی این مسیر پیداست، از طریق این کریدور روسیه به هند و دریای عمان متصل می شود و از طرفی دیگر هند به روسیه و اروپا دسترسی پیدا می کند. منطقا وقتی این کوریدور راه اندازی شود تمام کشورهای حوزه دریای خزر هم به نحوی ارتباطشان به دریای عمان برقرار می شود و همچنین ارتباط با کشورهای غربی خودشان هم تسهیل می شود.

در تصویر زیر نقشه دیگری از این کریدور و ارتباطات برقرار شده را می بینیم که بندر چابهار نیز به این کریدور اضافه شده است و هند حجم زیادی پول در این بندر سرمایه گذاری کرده است.

تصویر بعدی نشان دهنده مسیرهای ارتباطی و راه آهنی است که در این کریدور درگیر می شود. از جمله کشور های منتفع از این کریدور کشورهای شمال و جنوب و شرق دریای خزر، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان.. هستند. حتی کشور پاکستان نیز با وجود مشکل ضعیف بودن زیر ساخت حمل و نقل ریلی مشابه ایران می‌تواند به نحوی از این کریدور منتفع شود و مسیر حمل و نقل برای این کشور تسهیل خواهد شد.

در کریدور شمال به جنوب چه اتفاقی می افتد؟

طبق پیش بینی سازمان انجمن های حمل و نقل ریلی، زمینی و … در هند، با ایجاد این کریدور تقریبا 30 درصد هزینه حمل و نقل کاهش پیدا می کند که بسیار قابل توجه است.

کاهش هزینه های حمل و نقل در یک کشور به معنی افزایش مزیت رقابتی یک کشور برای رقابت در بازار سایر کشورهاست. به عنوان مثال اگر 30 درصد هزینه حمل و نقل هند به روسیه کمتر شود یعنی بخشی از قیمت کالایی که هند به روسیه صادر می کرده است(یا برعکس) کاهش پیدا می کند و این می‌تواند منجر به ایجاد مزیت رقابتی شود.

به جز این موضوع، پیش بینی شده است با کمک این مسیر ترانزیتی زمان حمل و نقل بین هند و اروپا از 40 روز به 15 روز برسد و به طور کلی این مسیر زمان حمل و نقل را نزدیک به 40 درصد کاهش داده است. همچنین بین 30 تا 40 درصد کاهش در مسافت ترانزیتی داشته ایم.

این مسیر ترانزیتی بیش از هرچیزی برای هند و سرعت بخشیدن به فرآیند توسعه هند کمک کننده بوده است.

هند کشوری با جمعیت بالا و نیروی کار ارزان است و این نیروی کار ارزان به هند این قدرت و این مزیت رقابتی را داده است تا بتواند اجناس را ارزانتر تولید کند. دسترسی هند به مناطق اوراسیا و روسیه و کاهش زمان حمل و نقل به اروپا، هند را بسیار منتفع کرده است.

اتصال بین دو کشور و مناطق دیگر توسط یک کریدور، می‌تواند منجر به اتفاقات مثبت شود هم منجر به اتفاقات منفی.

به طور مثال  کاهش هزینه حمل و نقل از هند به ایران و ایجاد مسیری که صرفا ایران مصرف کننده آن نباشد اثر مثبتی برای ایران است.

شما وقتی قصد دارید باری را به سمت مقصدی ببرید لازم نیست که تمام آن محموله در کشور مقصد پیاده شود، ممکن است در طول مسیر هم بخش هایی از این محموله پیاده شود و به مصرف داخلی برسد. کاهش هزینه حمل و نقل هم به ایران کمک می کند که صادرات را افزایش دهد. و هم می‌تواند این جنبه منفی را داشته باشد که مزیت رقابتی برخی از کالاهای تولید کشور خودمان از بین برود.

چرا ایران دنبال ایجاد و ترسیم این کریدور است؟

 ایران هم مزیت نیروی کار ارزان را دارد و هم مزیت انرژی ارزان را. به همین دلیل معمولا وقتی کریدوری رسم می شود به نفع ایران است. مگر آنکه صنعت ایجاد شده بسیار های تک باشد و ایران از آن تکنولوژی جا بماند و ایجاد این کریدورها ایران را دچار مشکل کند.

نمودار زیر پیش بینی سازمان ملل برای رشد جمعیت هند است که پیش بینی شده است که جمعیت بین 25 تا 64سال هند تا سال 2050 نزدیک به 150 میلیون دیگر رشد داشته باشد.

این همان مزیت رقابتی هند یعنی نیروی کار ارزان است که انتظار می رود این روند تا 25 سال آینده به نحوی ادامه دار باشد. هر چند که شاید در انتهای سال 2050 نسبت به سال 2025 سن نیروی کار در هند رشد کرده باشد اما همچنان تا آن سال ها هند این مزیت رقابتی را خواهد داشت.

قبل از آنکه در مورد چین توضیحاتی ارائه دهیم بهتر است نگاهی به نمودار جمعیتی چین بیندازیم.

برخلاف هند، پیش بینی ها این است که بین سالهای 2025 تا 2050 نزدیک به 140 میلیون نفر از جمعیت بین 25 تا 64 سال چین کاهش پیدا کند و در کل این سالها هر سال میانگین سنی در چین در حال رشد است.

یک مسئله ای که در رشد اقتصادی برای کشورهای در حال توسعه تاثیر گذار است نیروی کار ارزان است.

چین در یک بازه ای سیاست تک فرزندی  را اعمال کرد و یکی از مشکلاتی که این سیاست ایجاد کرده این است که به نظر می آید چین با آنکه دومین اقتصاد بزرگ دنیاست و نزدیک 17 درصد اقتصاد دنیا در اختیار دارد، اما پیش از آنکه به یک کشور توسعه یافته تبدیل شود مردم ثروتمندی ندارد و به عبارت دیگر سرآنه درآمد در این کشور پایین است و حتی در درآمد موجود اختلاف طبقاتی زیادی وجود دارد. بخش های خاصی از حاکمیت چین درآمد به مراتب بالاتری نسبت به سایر بخش ها دارند.

با توجه به نمودار بالا مشاهده می‌کنید که بالاترین مربوط مربوط به درآمد سرانه مردم در آمریکاست و به ترتیب آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا را مشاهده می کنیم و پایین ترین میزان مربوط به درآمد سرانه مردم در چین است.

می‌دانیم چین در حال حاضر دومین اقتصاد بزرگ دنیاست ولی نسبت به کشورهای بزرگ توسعه یافته مثل اقتصاد های بزرگ منطقه یورو آمریکا، درآمد سرانه مردم پایین است.

وقتی در کشوری درآمد سرانه پایین باشد متناسب با آن مصرف هم کمتر خواهد بود. پایین بودن مصرف و متوقف شدن رشد درآمد سرانه در یک کشور می‌تواند تا حدودی روند توسعه را دچار اختلال کند. مخصوصا اگر جمعیت به سمت پیر شدن پیش رود.

مشکل دیگری که چین در حال حاضر با آن روبه رو شده است این است که عمده جمعیت سن بالای چین تا سال 2040 جمعیتی هستند که تحصیلات ندارند. سه چهارم آنها تحصیلات متوسطه یا پایین تر دارند و تقریبا نصف جمعیت تحصیلات ابتدایی و به پایین دارند. یعنی افرادی نیستند که بتوانند به واسطه علم و دانش ارزش افزوده ایجاد کنند و توان این افراد در انجام فعالیت های یدی بوده است.

در حالی که در کشورهای توسعه یافته مثل آمریکا و کشورهای اروپایی، جمعیت با سن بالاتر تحصیل کرده هستند و در سن های 50 و 55 سال به بالا همچنان جمعیت فعالی در بازار کار هستند ولی نه در کارهای یدی بلکه در کارهای مدیریتی و مشاوره ای فعالیت می کنند و در بخش های دیگر اقتصاد ارزش افزوده ایجاد می کنند و همچنان افراد مفید و کارآمدی در اقتصاد هستند.

این یکی از مشکلاتی است که چین آهسته آهسته و در طی سال ها با آن رو به رو می شود.

به نقل از : علی صادقی (مدیر تحلیل گروه مالی زمرد)

قسمت دوم این مقاله را اینجا بخوانید

آرش یزدانی

تحلیلگر بین بازاری ، عضو هیئت مدیره گروه مالی زمرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا