اقتصاد کلانتحلیل ها

اثرات پروژه راه ابریشم و کریدور شمال – جنوب بر آینده اقتصاد ایران و چین (بخش سوم)

قسمت اول و دوم این نوشتار را بخوانید.

نکات مثبت و منفی همکاری ایران و چین چیست؟

به دلیل اینکه ایران نیروی کار فعال و ارزانی نسبت به دیگر کشور ها دارد و همچنین هزینه انرژی پایینی که در صنایع ایرانی وجود دارد، این علاقه از طرف چین و شرکت های چینی وجود دارد که بخشی از سرمایه را به ایران منتقل کنند و همان جاده ابریشمی که در قدیم از ایران عبور می‌کرده مجدد به سمت ایران برگردد و چینی ها بتوانند با سرمایه گذاری در ایران درآمد ایجاد کنند و سطح درآمدی مردم را بالا ببرند.

چین قبل از اینکه یک کشور توسعه یافته شود روند رشد جمعیتی آن متوقف شده است و این موضوعی است که در کشورهای توسعه یافته کمتر دیده می شود.

کشورهایی که مسیر توسعه را طی کرده اند با مشکلات جمعیتی کمتر مواجه شده اند و مزیت رقابتی نیروی کار ارزان برای این کشور ها حفظ شده است اما چین با سیاستی که اتخاذ کرده است قبل از آنکه توسعه یافته شود با مشکل نیروی کار ارزان مواجه شده است.

در صورتی که چین در ایران سرمایه گذاری کند و از نیروی کار ایران استفاده کند امکان اینکه رشد قابل ملاحظه ای در اقتصاد ایران به وجود بیاید وجود دارد.

در این بین فرضیه ای مطرح می شد که چین قصد دارد نیروهای خودش را وارد ایران کند و اشتغال ایجاد کند اما به نظر می آید این فرضیه چندان صحیح نباشد. چرا که دوران مازاد نیروی کار در چین تقریبا به پایان رسیده است.

در مورد قرارداد با چین نکته ای که وجود دارد آن است که چه با حضور ایران و چه بدون حضور ایران مسیر ارتباطی چین برقرار شده است و درست است که بودن ایران در این مسیر خیلی امتیازات را به چین می دهد ولی با نبود ایران همچنان آن مسیرها وجود دارند.

سه مسیر ترانزیتی از چین به اروپا وجود دارد. یک مسیر که از شمال دریای خزر عبور می کند و یکی از این مسیرها ایران است. چین هیچ الزامی ندارد که برای این مسیر ترانزیتی از ایران استفاده کند.

حتی دسترسی چین به بندر بصره که در کریدور شمال جنوب است و دسترسی به مسیرهایی که در کریدور شمال جنوب قرار دارند نیز از مسیر ترانزیتی شمال ایران ممکن است.

بنابراین ایران دست پایین تر را در اثرگذاری ترانزیتی دارد، هم به دلیل مشکلات اقتصادی ای که ایران دارد و هم به دلیل اینکه کشور دیگری در ایران سرمایه گذاری نمی کند و همه اینها می‌تواند منجر به این مسئله شود که شاید ما توافق چندان مطلوبی با چین نداشته باشیم.

اما یک مزیتی در ایران وجود دارد که ممکن است در توافق با چین مورد توجه قرار گرفته باشد.

مناطق مرکزی و شمالی ایران دارای منابع نفتی هستند و ما مناطق نفتی را در شمال ایران در مناطق مرزی و در نزدیکی این مسیر ترانزیتی جاده ابریشم قدیم داریم که ممکن است نظر چین را جلب کرده باشد و چین قصد سرمایه گذاری، ایجاد پالایشگاه، پتروشیمی یا ایجاد چاه های نفتی در این مناطق داشته باشد و انتقال این نفت با هزینه بسیار پایین تر نسبت به نفت و انرژی که الان به غرب چین منتقل می شود انتقال می یابد. اگر این اتفاق بیفتد به توسعه مناطق مرکزی ایران کمک کننده است. یکی دیگر از مواردی که باید در کنار این موضوع اتفاق بیفتد رسیدن آب به این مناطق مرکزی هست.

جمع بندی تاثیر کریدور شمال جنوب بر اقتصاد ایران

ما یک کریدور شمال-جنوب داریم که کشور ها با سرعت قابل قبولی در این طرح سرمایه گذاری می کنند. این طرح امکان صادرات محصولات ایران از قبیل صادرات محصولات فولادی و … از ایران به اروپا و از ایران به ارواسیا و ایران به هند را تسهیل می کند. همچنین واردات محصولات دیگران به ایران راحت تر خواهد بود.

هزینه انتقال محصولات به ویژه تجهیزات از اروپا به ایران راحت تر خواهد بود و این به ما کمک می کند فرآیند توسعه شرکت ها بهتر باشد.

کدیدور شمال جنوب یکی از اتفاقات خوب در جریان است اما ظاهرا نیاز است که ارتباطات بانکی برقرار شوند و برگشت ایران به برجام صورت بگیرد و این امکان وجود داشته باشد که این کشورها از مسیر ایران و از شرکت های ایرانی برای ترانزیت استفاده کنند. تا زمانی که تحریم ها برقرار باشند کار کردن در این شرایط سخت می‌باشد.

یکی از مواردی که در سرمایه گذاری هند در کریدور شمال جنوب و بندر چابهار مطرح است رقابت منطقه ای هند با چین است. به دلیل وجود کریدور اقتصادی چین پاکستان و همچنین جاده ابریشم، دسترسی چین به مناطق شمالی هند و مناطق میانه شمالی آسیا را سریع تر راحت تر و ارزانتر کرده است  ولی هند از این قافله جا مانده است و در تلاش است با کریدور شمال جنوب که این کریدور مجددا به همان جاده BRI متصل می شود وضعیت هند را بهتر می کند.

همانطور که گفتیم در حال حاضر ایران از مسیر جاده ابریشم جدا افتاده است ولی پتانسیل های زیادی برای ایران وجود دارد که به این جاده برگردد و منافع خیلی قابل توجهی را می تواند به چین و کشورهای دیگر برساند اما برگشتن به این کریدور صرفا با بهبود زیرساخت ها در ایران اتفاق نمی افتد و ما نیاز به بهبود زیرساخت ها در کشورهای شرقی خود نیز داریم تا بتوانیم از این کریدور استفاده بهتری کنیم.

نکته دیگر اینکه کریدور اقتصادی چین پاکستان توسط ریل و راه آهن به ایران متصل شده است ولی مجددا این مسیر هم به دلیل مشکلات زیرساختی که در راه آهن هم ایران و هم پاکستان وجود دارد به بهره برداری نرسیده است.

در واقع یکی از راه های اتصال BRI به کریدور شمال جنوب همین کریدور اقتصادی چین پاکستان است که توسط ریل به ایران متصل شده و به دریای خزر متصل می شود ولی مشکلات زیر ساختی راه آهن ایران و بیشتر از آن مشکلات راه آهن پاکستان منجر به این شده است که ایران نتواند از این مزیت استفاده کند.

در سالهایی که ایران درآمد نفتی مناسبی داشته است مثلا اواخر دوره آقای خاتمی، ایران سرمایه گذاری زیادی را در راه سازی و زیر ساخت های افغانستان انجام داد و این اتفاق به ایران کمک کننده بود چرا که الان افغانستان جز 5 شریک اول صادراتی ایران محسوب می شود و این راه سازی روند صادرات ما را بهبود بخشیده است.

شاید در آینده اگر درآمدهای نفتی برگردد و ایران توانایی سرمایه گذاری داشته باشد ایران بتواند در ساخت زیر ساخت های پاکستان کمک کند تا به این کریدورها وصل شویم و وضعیت اقتصادی کشور خودمان نسبت به حال حاضر بهتر شود.

به یاد داشته باشیم وقتی ما تبدیل به یک مسیر کریدوری شویم که همه به آن متصل هستند معمولا در حوزه های سیاست خارجی و امنیت هم رفتارها محتاطانه تر و بهتر خواهد شد و به نحوی امنیت بیشتری هم به آن کشورها بهبود خواهد یافت.

به نقل از : علی صادقی (مدیر تحلیل گروه مالی زمرد)

آرش یزدانی

تحلیلگر بین بازاری ، عضو هیئت مدیره گروه مالی زمرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا